سلام خوبی؟ من رفیق نازنینم خیلی وقت پیش ادرس وبت رو بهم داده بود تا عکستو ببینم ولی بهم گفت اگه نظر بدی میجرمت

منم نظر ندادم اخه این نازی قاطی بود قبلا واقعا جر میداد

حالا بی خی خی وبت خیلی قشنگه مخصوصا از وقتی اهنگ هم گذاشتی
ولی ببخشیدا چون نازی یه کم ماسته (البته واسه تو واسه ما که مادر شوهر بس بد اخلاق) من به جاش غیرتی میشم معذرت میخوام ها نازی احتمالا نظر آوا رو نخونده بهت پیشنهاد میکنم حذفش کنی چون نازی که چیزی نمیگه بهت ولی واقعا از ته دلش ناراحت میشه چون دختر تو داریه زیاد دوست نداره به کسی گیر بده اصلا به چشم خواهری بهت میگم
چه معنی داره که تو خودت با زبون خودت داری میگی من متاهل شدم نازی زنمه اون وقت یه دختر دیگه هم بهت بگه آبتین جون؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که دارم از حرص میترکم ببین نازیه بیچاره چی میکشه خلاصه من خواستم نظر بدم اما اولش نازی گفت
نه
آهان راستی نازی بچه خوبی شده دیگه تو سرویس از پشت پنجره واسه پسرا دست تکون نمیده یا بخواد اسکلشون کنه
خوب من برم دوست پسرم دهنمو سرویس کرد از بس زنگ زد گوشیم سوخت
تا بعد حتما اگه نازی بزاره نظر میدم
بای
:
پریسا
شنبه 18 اسفند1386 ساعت: 22:29
خیلیییییییییییی قشنگ مینویسی هاا این نازی دهم ما رو صافید خیلی میخوادت

نویسنده: ماهان
جمعه 17 اسفند1386 ساعت: 19:31
ابتین جون مگه قرلر نشد از ارزوهای اینده خودت و نازی بگی پس کی ایشالا؟؟ هر روز دارم بهت سر میزنم خواهش میکنم تا نظرمو خوندی اونایی رو که پرسیدم جواب بدی تو را به خدا قسم میدم راستی چند روز دیگه ادرس وبلاگ خودم و مرضیه رو بهت میدم به نازی هم بده پس تا بعد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بنویسی هاااااااااااااااااا

نویسنده: ماهان
چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:12
حتما رو وبت بنویس ها فعلا میلم بسته شده داداشششششششش

نویسنده: ماهان
چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت: 20:9
سلام ابتین خوبی داداش؟ من ماهانم خودم یه وبلاگ دارم واسه مرضیه دوست دخترم یا همون همسر اینده ام مینویسم حتما ادرسشو بهت میدم منم مثل تو واسه عشقم مینویسم
فقط به نظر من یه کم هم از ارزوهای خودت و نازی خانوم در اینده بنویس
بگو که چه طوری دوست دارید با هم ازدواج کنید اصلا دوست دارید؟ بگو که واسه زندگیتون چه تصمیماتی دارین اینارو به کمک نازی خانوم بنویس که ما نظ ایشون رو هم بدونیم البته اگه تو اجازه بدی؟ خلاصه بگو که کی ایشالا ما رو واسه عروسی دعوت میکنی؟ چند تا بچه دوست دارید؟ چه اسم هایی در نظر دارید؟ اصلا بگو دوست داریکه چه جور زندگی داشته باشی؟ از نازی خانوم هم اینو بپرس و حتما رو وبلاگت بنویس من همیشه بهت سر میزنم نظر هم میدم ولی یه کوچولو به منم یاد بده واسه مرضیه خودم چی بنویسم؟ اصلا یکی به من بگه چرا عاشق شدم منی که از عشق خندم میگرفت ابتین داداش گلم دارم وبلاگمو میسازم ادرسشو حتما بهت میدم به نازی خانوم هم بگو اگه تو میذاری سر بزنه ولی یادت نره از ارزو هاتون بنویس
انقدر بنویسید که دیگه هیچ ارزویی تو دلتونن نمونه مثلا ارزوی من رسیدن به مرضیه هست برام دعا کنید که یه وقت ترکم نکنه اکه ای روز شوم برسه میمیرم ابتین

نویسنده: نازی
یکشنبه 12 اسفند1386 ساعت: 14:21
نویسنده: نازی
یکشنبه 12 اسفند1386 ساعت: 14:20
آبتین خیلی قشنگه اینو قبلا هم بهت گفتم ولی بازم مینویسم مامانمم خوند کلی کیف کرد گفت واقعا خوب نوشتی مرجان هم که داشت از جوش میترکید (میخندید)

نامرد بازم عکس بزار دیکه

خیلی دمست دارم گوگولی موفق باشی خیلی خوب بود بای بای

نویسنده: نازی
جمعه 24 اسفند1386 ساعت: 22:2
شایانننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن جونه ننت ما بوسه تو رو نخواستیم در ضمن من ابتینو دوست دارم نه تورو الکی دلتو خوش نکن گاگول
اعصاب منو خورد نکن نزار دست به کاری بزنم که نباس بزنم ها یهو دیدی اشو لاشت کردم جوجه خروس تا حالا کسی بهت گفته انگار قیافتو از روی مرغ فتوکپی کردن؟ فقط یه نمه موهات خوبه اونم به من چه ازگل
نویسنده: ماهان
پنجشنبه 23 اسفند1386 ساعت: 15:11
ولش کن اینو داداش نازی زن خودته ما میدونیم نازی ماله ابتینه
یه نمه هم در مورده بچه هاتون بنویس

نویسنده: گلسا
چهارشنبه 22 اسفند1386 ساعت: 14:32
منم رفیق نازی ام با اجازت ابتین یه چیزی به این شایان بچه پررو بگم :
ببین یارو نازی با سرویس میاد مدرسه و میره پس الکی نیا در مدرسه که فقط ما ها میبینیمت نازی اگرم ببینتت میدونم فقط به احترام اینکه پسر داییش هسی جوابت رو میده ببین هر کی قسمت یه نفره نازی واسه ابتینه و ابتین واسه نازی
تو هم واسه یه دختر بد بخت بیچاره فلک زده ای اون بیچاره هم واسه توی گودزیلا
ابتین یه کاری بکن دیگه ای داره دستی دستی نازی رو ازت میگیره تازه خود نازی بهم گفتش که من آبتین رو دوست دارم نه شایان رو گفت شایانم دوست دارم اما فقط چون پسر داییمه نه بخاطر چیز دیگه ای پس شایان ولش کن اون نمیخواتت

نویسنده: نازی
یکشنبه 26 اسفند1386 ساعت: 14:26
کاملا باهات موافقم عزیزم منم براش متاسفم نا فرم

نویسنده: نازی
پنجشنبه 1 فروردین1387 ساعت: 23:56
فقط با حال گریه میتونم بهت بگم قربونه اون دستای مهربونه قشنگت برم که انقدر ناز وخوب مینویسی فدات بشه نازنین
نویسنده: رضا
جمعه 16 فروردین1387 ساعت: 16:27
ببین تورو خدا چه دومادی داریم ما من میگم نزا نازنین اینو بخونه تو راست میری میگی بیاد بخونه حالتو میگیرم حالا این نازیم لوس شد بیا و درستش کن اصن ما غلط کردیم نظریدیم بده انقد مرد واسه زنش خبرچینی کنه من مگه برادر زنت نیستم؟ خوب در اینده میخوام مثلا یه چیزایی بهت بگم مردوه که نازی نفهمه اون موقع دیگه چیکار میکنی تو

نویسنده: رضا
چهارشنبه 14 فروردین1387 ساعت: 15:55
شایان محترمانه میگم گوه زیادی نخور بعدم اخرین بارت باشه اسم خواهر منو با دهنت نجس میکنی اشغال کثافت بچه ک...
در ضمن ماهان خان تو هم ضرت و پرت نکن به تو چه اینا میخوان چه ژسی بگیرن؟ اصلا دوست دارن جلو دوربین لخت شن تورو سننه؟
ابتین خیلی گلی چاکریم به مولا یه کم از غیرت مردونتو به این بی غیرتای بی ناموس نشون بده دیگه پس چرا معطلی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خودت خواهر داری خونم دیگه داره میجوشه مرجان که ادم نیست تو دنیا فقط من مامانمو نازی و مهشید رو دارم کسی به این سه نفر بگه بالا چشت ابروس ننشو میارم جلوی چشمش
اهان داشت یادم میرفت خوشالم کردی که نگرانم بودی پسر خوب
شایان تو یکی دیگه منو میشناسی بخوام لهت کتم سه سوت که چی بگم نیم سوته کارشه
ابتین جون این نظر منو نزار نازی بخونه هم نمیخوام بدونه که نظریدم هم اینکه یه نمه لوس میشه دیگگگگگگگگگگگه

اینو شب شایان میخونه سریع حذفش کن شایان من بهت گفته بودم نازی مال تو اما نمیدونستم دووست نداره و یکی دیگه هست که بیشتر دوستش داره پس ک..... نده و ادم باش ببخشید یه نمه زیادی پسرونه حرفیدم فحش محشارو میگم حذفش کنااااااااااااااااااا ما بریم قرصای اشغالیمونو بخوریم فعلا بای

نویسنده: ماهان
چهارشنبه 14 فروردین1387 ساعت: 1:11
سلام داداش ابتین و زن داداش
ابتین تو که نمیگی موقع عروسیتون توی اتولیه عکاسی چه ژس هایی میگیرین با خانومت من چند تا گزینه میگم تو انتخاب کن البته به کمک زنت نازی
1-تو و نازی روبه روی هم وتیسادین دست تو دور کمر نازیه و دستای نازی دور گردن تو ولب نازی تو لب تو
2-نازی نشسته رو زمین و دامنش دورش مثل گل باز تو هم دقیقن بالای سرش واسیادیو دستشو گرفتی
4-تو نازی پشت سر هم وایسادین نازی جلوی تو و پشتش به تو اما به هم چسبیدین تو دستت رو از پشت حلقه کردی دور شکم و کمر خانومت و اونم دستشو گذاشته رو دستات
5-پشت سر هم وایسادین تو جلویی ونازی پشت تو واساده نازی دستاشو از گردنت رد کرده اورده گذاشته رو سینه تو
6-بغل هم وایسادین تو دستتو انداختی دور گردن زنت و خانومت هم سرش رو گذاشته رو شونه تو
6-وایسادی و نازی رو طوری که مامانا بچه هاشونو میخوان شیر بدن بغل کردیو نازی دستاش دور گردنته و لب تو لب
بببین داداش جون اینا که خجالت نداره حالا بازم اگه موردی هست و من نگفتم خودت زحمتشو بکش و بگو با کدوم یک از 6گزینه موافقی مواظب خودت و همسرت باش تا بعد یا علی
نویسنده: نازی
پنجشنبه 1 فروردین1387 ساعت: 23:57
الهی برات بمیرم من این عکسم باز نمیشه

نویسنده: نازی
دوشنبه 19 فروردین1387 ساعت: 20:31
شقایق جون عزیزم گوگولم خودم زبون داشتم بهش میگفتم فوووووووووضول خانوم
ابتین رضا میخواد بنظره الان مینظره بعد از من دوست دارم 100 تا اما کلاس مختلتت واقعا حالمو گرفت یه لحظه از خودم بدم اومد اخه مامانمم اصلا وللش
نویسنده: شقایق
دوشنبه 19 فروردین1387 ساعت: 20:29
واااااای اصل خنده و گریه بود امروز نازی خانومت داشت خفه میشد برای زنگ ورزش معلممون تست مسابقه دو 540 ثانیه یعنی 5 دور دور حیاط مدرسه رو گرفت همه جنازه شدن مخصوصا نازی گفتم بگم بهتون نازی 3 دور که دویید حالش بهم خورد اخه با دهن نفس میکشید تندم میدویید خورد با مخ و صورت زمین سرشو گذاشت رو پاش میسلفید (سلفه میکرد) خانوممون اومد سرشو گرفت بالا قررررررمز شده بود اشکش در اومده بود بیچاره نفسش بالا نمیومد جدی جدی دیگه داشت میمرد به زور از جاش بلند شد اب خورد همون جا وسط حیاط دراز کشید کمرشم اوراق شد معلمه زرد شده بود اونم ترسید یه نیم ساعتی ولو بود فهیمه و نسیم و اینام بالا سرش عزاداری میکردن نه فهیمه کمرشو ماساژ میداد نازیم هی دعواش میکرد محکم میمالید گفتم هم بخندی هم حال کنی این دخترک چه ورزشکاریه به جای 5 دور 3 دور رفت داشت میمرد چون هم تنگی نفس داره هم قلبش تند تند میزنه وبلاگتم باحاله ولی خداییش زن ذلیلی ها نه
نویسنده: نازی
پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت: 14:5
ای واااااااااااااااای سارا جون میدونستم خودتی اما یه نمه شک داشتم شرمنده ممنون از لطفت گوگولی توام مواظب خودت باش

نویسنده: آبجی سارا
چهارشنبه 28 فروردین1387 ساعت: 17:39
نازی جون و آقا آبتین سلام. نازی جون دمت گرم. منظورم آبجی سارای داداش سیناست.سینا رو که یادته ایشالا. یادته من و آبجی بهار یه روز تو روم بودیم و تو اومدی و آدرس سایت آقاتون اینا رو بهمون دادی و گفتی که نظرمو بهت بگم بعدشم قرار شد عکستو برای من و ابجی بهار بفرستی. امیدوارم یادت اومده باشه. معلومه دوستم نداری که فراموشم کردی


. به هر حال مواظب خودت و عشقت باش. ایشالا کنار هم خوشبخت و موفق باشین. فدات. آبجی سارا

نویسنده: حمید
سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت: 19:29
از نازی حالتو پرسیدم گفت تولدته محسنم این جاست اونم میگه تبریک بگه تولدت مبارک ایشالا صد سال زنده باشی

نویسنده: رضا
سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت: 19:28
تولدت مبارک

نویسنده: رضا
سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت: 19:28
اي بابا ديگه خجالت نده نامرد خان دادي نظرو بخونه بعد ميگي نميتوني پنهون کني اخه مگه راز بقاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا بي خي خي
خودت خوبي؟ چه خبرا؟ شايانم که ميبينم ديگه ضرت و پرت نکرده ولي ابتين جان دوماد خودموني که بهت ميگيم انقد زنذليل نباش ( نازي داره منو ميزنه) اااااااااه توام با اين دختر پيدا کردنت نميزاره ما يه کم باهات ب اختلاتيم ما رفتيم به اين نازي خانومم بگو ساعت قرصاي منو ياد مامانم نندازه دهنم سرويسه وقتي ميخورم تللللللللللللللللللخه اههه ادم حالش از هر چي قرص و دواس بهم ميخوره در ضمن به اين دختره سر خوش بگو انقد با دوستاي لاتش نره ولگردي مهديه اينارو ميگم از راه به درش ميکنن ها حيف نميتونم مثه ادم راه برم وگرنه نميزاشتم بره چون واقعا اين دختره مهديه رو ميگم تو خيابون هم سبک بازي در مياره هم لشه هم لات تازه نازي خودشم اونو دعوا ميکنه خوشش نمياد اخه خودش سنگينه تو خيابون حالا چي بشه که بلند بخنده اخه بلند بخنده جرش ميدم اصلن معني نداره دخمل تو خيابون بين اون همه لاشي بلند بخنده نه؟؟؟؟؟؟؟ نصيحتش کن
اینو الان 200 بار میخوام برات ثبت کنم نمیشه واسه اون روزیه که بهت گفتم به نازنین نگو و گفتی

نویسنده: نازی
سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت: 19:26
سارا جان میشه یه نمه بیشتر بگی من یه کوچولو الزایمر دارم یادم نیست ببخشیدا شرمنده

ابتین اگه خواستی ادرس او وبلاگی که برای تولدت ساختمو برا شایان بزار بیاد اونجا من خودم جوابشو بدم
نویسنده: ابجی سارا
دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت: 18:28
نویسنده: آبجی سارا
دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت: 18:21
سلام.فقط میخواستم به این آقا شایان بگم ببین آقا شایان.من میدونم که تو نازی رو دوست داری. ولی به این فکر کردی که به چه قیمتی می خوای به دستش بیاری. تو میخوای یه عمر با کسی زندگی کنی که اصلا دوست نداره. شایان من خودم متاهلم. توی زندگی مشترک باید هر دو نفر عاشق هم باشن وگرنه اون زندگی اصلا دوام نداره. بزار نازی با اونیکه دوست داره ازدواج کنه.تو هم ایشالا با یکی ازدواج کن که دوست داشته باشه. من درکت میکنم. ولی به خدا این جوری هم خودتو داغون میکنی: هم نازی رو.مگه تو نمی گی دوسش داری پس چرا اینقدر عذابش میدی. تو اگه واقعا دوسش داری باید براش دعا کنی که خوشبخت بشه. نه مثله بچه ها بگی میکشمش. میکشمش. به جای این حرفا که در شان یه مرد نیست.براش ارزوی خوشبختی کن.خواهش میکنم آقا شایان
اینا یه سری از نظرا بودن نازی جون یاده ته نازی تو رو خدا جون هر کی دوسش داری بیا دوباره با هم باشیم نازی خیلی ذوست دارم بوس
نازی تو عشق جاودان من هستی . می مونی یا تو یا مرگ منتظرم